تبليغاتX
CHARAND__O0__PARAND
 داستان پیر مرد !
  پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است...

|+| نوشته شده توسط ahmad در شنبه یازدهم مهر 1388  |
 یاد دبستان

راستش دیشب یاد دبستانمون افتادم ....
یاد کتاب فارسی دبستان هم بخیر...

گاو ما ما می کرد

گوسفند بع بع می کرد

سگ واق واق می کرد

و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در

آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به

موهای خود ژل می زند

موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند

. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد .کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها

کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد.پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می

کرد.پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.او نمی دانست که سد تا

چند لحظه ی دیگر می شکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد

***********************

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود .ریزعلی دید که

کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد .ریزعلی چراغ قوه

داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد .کبری و مسافران قطار مردند

***********************

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر

ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ی مهمان ندارد.او پول ندارد تا شکم

مهمان ها را سیر کند

**************************

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد

***************************

او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد

****************************

او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیکر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد

|+| نوشته شده توسط ahmad در جمعه سوم مهر 1388  |
 kamion:-)

|+| نوشته شده توسط ahmad در جمعه بیستم شهریور 1388  |
 فرق ایران...

اگر گفتین فرق واحد پول ایران و انگلیس چیه ؟

در انگلیس شما یک کیف اسکناس می برین و باهاش یک ماشین می خرین ، اما در ایران شما یک ماشین اسکناس می برین و باهاش یک کیف می خرین.

اگر گفتین فرق گردش کردن در تهران و پاریس چیه ؟

در پاریس هروقت شما خواستید گردش کنید از ماشین پیاده می شین و در تهران هروقت خواستید گردش کنید سوار ماشین

می شید.

اگر گفتین فرق یک مجرم در ایران با یک مجرم در جاهای دیگر چیه ؟
در همه جا آدم اول جرمش معلوم میشه و بعد زندانی میشه ، اما در ایران آدم اول زندانی میشه و بعد جرمش معلوم میشه


اگر گفتین فرق محل کار ایرانیها و آمریکائیها چیه ؟
مردم آمریکا در خانه استراحت می کنند و در اداره کار می کنند و در خیابان تفریح ، اما مردم ایران در خانه تفریح می کنند ، در اداره استراحت می کنند و در خیابان کار !

اگر گفتین فرق یک نویسنده ایرانی با یک نویسنده آلمانی چیه ؟
یه نویسنده آلمانی وقتی نوشته هاش چاپ شد معروف می شود و بالا می رود اما در ایران وقتی جلوی چاپ نوشته هایش گرفته شد معروف می شود و به پایین ( سیاه چال ) می رود .

اگر گفتین فرق یک تاجر ایرانی با یه تاجر عرب چیه ؟
تاجر عرب از وقتی شناخته شد موفق و خوشبخت می شود ، اما تاجر ایرانی از وقتی شناخته شد ناموفق و زالوی اقتصادی و

" از کجا آوردی " و... بدبخت می شود !

اگر گفتین فرق یک زندانی در ایران و یک زندانی در اروپا و آمریکا چیه ؟
در اروپا و آمریکا وقتی کسی به زندان می رود اعتبارش را از دست می دهد ، اما در ایران وقتی کسی زندانی می شود اعتبار بدست می آورد .

اگر گفتین فرق یک آدم موفق در ایران با سایر نقاط جهان در چیه ؟
در همه جای دنیا وقتی کسی موفق میشه همه به او نزدیک میشن و با او شریک میشن و به او کمک می کنن اما در ایران وقتی کسی موفق بشه همه از اون فاصله میگیرن و ارتباطشونو قطع می کنن و جلوی کارشو میگیرن !

اگر گفتین فرق سیستم اداری ایران با سیستم اداری کانادا چیه ؟
سیستم اداری کانادا چون کار مردم را راه می اندازد از آنها پول میگیره ولی سیستم اداری ایران چون جلوی کار مردم رو میگیره و اونارو سر میدوونه ازشون پول میگیره

اگر گفتین فرق یک ماشین در ایران و بلژیک چیه ؟
در بلژیک وقتی شما ماشین می خرید دائما قیمت آن کم می شود ولی در ایران دائما قیمت آن زیاد می شود .

اگر گفتین تفاوت دشمن در ایران و جاهای دیگر دنیا چیه ؟
در همه جای دنیا آدم وقتی دشمن داشته باشه جلوی کارش گرفته میشه ولی در ایران وقتی آدم دشمن داشته باشه تازه انگیزه کار پیدا می کنه !

اگر گفتین تفاوت موسیقی در تهران با موسیقی در جاهای دیگه دنیا چیه ؟
در همه جای دنیا وقتی موسیقی در اماکن عمومی پخش می شود صدای آن زیاد است و وقتی در خانه پخش می شود صدای آن را کم می کنند ، اما در ایران وقتی موسیقی را در خانه پخش می کنند صدای آنرا زیاد می کنند و وقتی در مکان عمومی آنرا پخش می کنند صدای آنرا کم می کنن

|+| نوشته شده توسط ahmad در جمعه بیستم شهریور 1388  |
 ؟؟؟
 

 

   برای عاشقی دیره ولی  باز دسته تقدیره

   تا دسامون نره بالا جایی بارون نمیگیره

دانلود موزیک

 

|+| نوشته شده توسط (doos_koochooloo) در سه شنبه بیستم مرداد 1388  |
 سوالاتی جالب و پاسخ های باور نکردنی...!!!

مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟

مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟

مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟

مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟

مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟

مسئله 6 - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟

جوابها در ادامه مطلب...



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ahmad در دوشنبه پانزدهم تیر 1388  |
 منبعhttp://abbasd.blogfa.com/

WWW.ABBASD.BLOGFA.COM فریدون مشیری

نیمه شب بود و غمی تازه نفس

   ره خوابم زد ماندم بیدار

        ریخت از پرتو لرزنده شمع

           سایه دسته گلی بر دیوار

                همه گل بود ولی روح نداشت!

                      سایه ای مضطرب و لرزان بود

                            چهره ای سرد و غم انگیز و سیاه

                                   گوئیا مرده سرگردان بود!

شمع خاموش شد از تندی باد

     اثر از سایه به دیوار نماند

         کس نپرسید:کجا رفت؟که بود؟

            که دمی چند در اینجا گذراند!

                  این منم خسته در این کلبه تنگ

                     جسم درمانده ام از روح جداست

                          من اگر سایه خویشم یا رب

                                  روح آواره من کیست;کجاست؟

|+| نوشته شده توسط (doos_koochooloo) در پنجشنبه یازدهم تیر 1388  |
 اصل و نصب برخی واژه ها!!!

بدون ترديد برايتان جالب خواهد بود که بدانيد :

آيا مي‌دانستيد که اصل و نسب برخي از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان فارسي در واژ‌ه‌ها عبارتي از يک زبان بيگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟

به نمونه‌هاي زير توجه کنيد:

زِ پرتي:

واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.

 هشلهف:

مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي (I shall haveبه معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند.

 چُسان فُسان:

از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.

شِر و وِر:

 از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.

فاستوني:

پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني مي‌گفته‌اند.

اسکناس:

 از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.

فکسني:

از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است.

نخاله:

يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

 

|+| نوشته شده توسط ahmad در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388  |
 Le0n@rd C0hen
 

Dance me to your beauty with a burning violin


Dance me through the panic 'til I'm gathered safely in


Lift me like an olive branch and be my homeward dove


And dance me to the end of love
Yeah, dance me to the end of love

Oh let me see your beauty when the witnesses are gone


Let me feel you moving like they do in Babylon

Show me slowly what I only know the limits of


And dance me to the end of love
Dance me to the end of love

Dance me to the wedding now, dance me on and on


Dance me very tenderly and dance me very long


We're both of us beneath our love... both of us above


And dance me to the end of love
Yeah, dance me to the end of love

Dance me to the children who are asking to be born


Dance me through the curtains that our kisses have outworn


Raise a tent of shelter now, though every thread is torn


And dance me to the end of love

Dance me to your beauty with a burning violin


Dance me through the panic till I'm gathered safely in


Touch me with your naked hand... touch me with your glove


Dance me to the end of love
Dance me to the end of love
Dance me to the end of love

 

دانلود آهنگ                                                                                       

من که عاشق این آهنگم 

|+| نوشته شده توسط (doos_koochooloo) در جمعه بیست و یکم فروردین 1388  |
 چرند و پرند
 

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

">

 

خدایا !

   اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میار که...

   زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار و پلید این شبه ادم های اندک را متوجه شوم،

   چه دوست تر می دارم ، بزرگواری گول خور باشم تا هم چون اینان کوچکواری گول زن!

 

  علی شریعتی(ره)

 

|+| نوشته شده توسط (doos_koochooloo) در دوشنبه بیستم آبان 1387  |
 چرند و پرند
 

 چشمانت را بگشا

 عزیز دل صبح شده  ، پرنده کوچک برگشته ، شروع اولین صبح بهاری ، اینست ارمغان پرنده ی مهاجر

 چشمانت را بگشا

 گرمای بدنم ارزانی تو ، حیات در تو جاریست ، حسش می کنم انکارش نکن ، می خواهم برخیزی

 اولین صبح باری ، اولین غنچه ، بی تو پوچ است ، برخیز عزیز دل

 چشمانت را بگشا

 می خواهم نگاهت را لمس کنم ، حس با تو بودنس که بهار را بهاری کرده ، نو روز بی تو کهنه است ،

 تکرار تنهاییست ، تنها تکرار با تو بودن زیباست

  می دانم چشمانت را نمی گشایی ، می دانم بر نمی خیزی

 امّا

 دوستت می دارم

 تنها دوست داشتن زیباست

 آری جاودانه ی من دوستت می دارم

 

 

    واسم یه جوریه

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط (doos_koochooloo) در دوشنبه یکم مهر 1387  |
 چرند و پرند

Image and video hosting by TinyPic 

                                دیدی باز قانون بر ایمان رقم زد

                                قانون سیاه خواستن تورا از من گرفت

                                دیوار بلند مانع دیدن توشد

                                     ومن این را نخواستم    

 

                                                             

                                                                         Image and video hosting by TinyPicچمدانت را می بستی

                 مرگ

      ایستاده بود

   و نفس هایم را می شمرد .

  

 

                                                

 

|+| نوشته شده توسط (doos_koochooloo) در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387  |
 

هر روز بر این امیدم

که امروز تکرار دیروز نیست

امروز کسی می آید تا مرا باور کند

امروز کسی می آید تا حادثه هایم را با او قسمت کنم

او می آید تا در هجوم بی کسی ها تکیه گاهم باشد

اما ... چو شب می رسد ، می بینم

امروز فقط تکرار دیروزی بود

که حادثه ای باورم را دزدید

و تکیه گاهم را ویرانه نمود .

 


پانوشت:

هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه

ولی من به دلم یاد دادم اگه شکست

لبه تیزش دست اونی رو که شکستش نبره ...

|+| نوشته شده توسط ahmad در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387  |
 چرند و پرند

 

Image and video hosting by TinyPic"> 

 

  سایه حاصل حماقت نور است وقتی بی پروا  خودرا در آغوش  جسم کدر محو می کند و غرق مولکول های

 

   آن  می شود درست مثله حل شنده در محلول حلال  . . . . . .

 

  وقتی هر نیستی را حاصل نابودی بدانی    (خودم)

 

 Image and video hosting by TinyPic">

|+| نوشته شده توسط (doos_koochooloo) در شنبه دوازدهم مرداد 1387  |
 کابوک ( عروسکم )

ذهن پر گشته از تمامِ تمام خود را

  بر روی کاغذ رها می نمایم

 آری این منم که چرخ چرخ زنان جاری می گردم

 و بروی کاغذ ثبت می شوم

 

 راستی

 

 من کی فهمیدم که خواب نیستم

 نمیدانم شاید آن لحظه که

 

که عروسکم برای تمام بودن هایم لالایی خواند و من خوابیدم...

 با خود کلمه ای که یادم نیست را هجی می کنم

 و از ورای شکسته شدن لحظات فرو رفته

 

 در اعماق یک بهت نمایان گشته در منیت من

 یاد ان هیچ بزرگ شده در خیال می افتم

 

 و می ریزم

 

صدای مهیب شکستن آن سکوتی که قول دادیم

 به ابتذال سخن راندن آلوده نگردد را می شنوی؟

-

-

-

-

-

نه هرگز

 باورم نیست!

...

عروسکم

 حتی تو؟!!

 

 

|+| نوشته شده توسط (doos_koochooloo) در شنبه پنجم مرداد 1387  |
 چرند _ و _ پرند
 

 

درود

یه سایت توپ واسه معرفی موبایل با همه ی  ویژگی ها

www.gsmarena.com

|+| نوشته شده توسط (doos_koochooloo) در دوشنبه دهم تیر 1387  |
 
 
بالا